خشکی چشم ها از قصاوت دلهاست
قصاوت دلها از زیادی گناهان
زیادی گناهان از آرزوهای طول و دراز
آرزوهای بلند از فراموشی مرگ است
فراموشی مرگ از حب دنیاست
حب دنیا سرچشمه همه گناهان است

از بس تو را ندیده
حالا بیا
لنگرت را بینداز
اسماعیل صالحی

حجم زیادی از روابط ما آدمها از بازی درست شده. ماها، در بیشتر موارد، در بیشتر حالات داریم با طرف روبهرومون بازی میکنیم... چیزی میگیم خلاف آنچه در دلمونه، طوری رفتار میکنیم که خلاف نیت درونیمونه... طوری حرف میزنیم، طوری نگاه میکنیم، طوری رفتار میکنیم که احساس واقعیمون معلوم نشه... انقدر هم در این بازی حرفهی شدیم که دیگه نه تنها طرف مقابل، بلکه خودمون هم باورمون میشه احساسی که داریم نشون میدیم راسته، حرف واقعی همینه که داریم میزنیم، نیت درونی ما حاصلش میشه همین عملی که الآن داریم انجام میدیم...
بازی میکنیم... خیلی زیاد، هر روز و هر لحظه...
از همه مضحکتر، وقتییه که دو طرف، خودشون میدونن که دارن با هم بازی میکنن... در لحظه، در کلام، با علم و آگاهی با هم بازی میکنن... هر کدوم میدونن که دیگری میدونه که داره بازی میخوره و داره بازی میکنه... و به این بازیشون ادامه میدن و به روی خودشون نمیآرن... میخوان باور کنن اما نمیشه...
خیلی مضحکه... روابط انسانی!
از وبلاگ هانیه


منم بالای منبر این به اون در









